پیشینه مشاغل خانگی در ایران
در ايران با اينکه بستر مناسبي براي گسترش کسب و کارهاي خانگي وجود دارد ، اما تاکنون اين بخش از فعاليت اقتصادي به صورت جدّي و نظاممند پيگيري نشده است . افرادي که در حوزة کسب و کارهاي خانگي از گذشته مشغول به فعاليت بوده اند را ميتوان به سه دسته تقسيم کرد: 1- افرادي که به فعاليت در بخش صنايع دستي مشغول ميباشند. 2- گروهي که به صورت غير قانوني و به اصطلاح "زيرپلهاي" مشغول به فعاليت در اين بخش هستند. 3- افرادي كه خدماتي را در منازل ارائه ميكنند خدماتی همچون خياطي ، آرايشگري ، آشپزي و ... و قريب به اتفاق نيز از بانوان هستند.
1- صنايع دستي
يکي از بسترهاي مناسب کسب و کارهاي خانگي در ايران که به صورت سنتي ، پتانسيل چندين ميليون فرصت شغلي را داشته ، حوزة صنايع دستي بوده است (يکي از فعالان بازار فرش تهران معتقد بود در سال 1357 حدود هشت ميليون نفر در اين بخش مشغول به فعاليت بودند). حوزة فعاليت صنايع دستي يکي از بسترهاي مناسب ايجاد اشتغال مولّد در برخي از کشورها است . بر اساس نظر کارشناسان، ايران به همراه چين و هند ، سه قطب برتر صنايع دستي جهان هستند (خبرنامة سازمان صنايع دستي ايران ، شمارة 6 ، ص 12 ). صنايع دستي در کشور ما به واسطة مزيتهاي نسبي که دارا بوده ، پتانسيل ايجاد اشتغال و سرمايهگذاري مولّد را در گذشته داشته است. اين مزايا عبارت بودند از :
امکان فعاليت در فضاهاي محدود در مجاورت و يا در همان محل زندگي فرد، به صورت کار در خانه و هماهنگ با ديگر فعاليتهاي وي. براي مثال ، زن خانه علاوه بر رسيدگي به فرزندان ، تهية غذا براي خانواده و سرکشي به دام و طيور ، ساعتي از روز را نيز به بافت قالي يا کار دستي ديگري ميپرداخته است.
استفاده از مواد اولية طبيعي که غالباً در دسترس بوده است.
مهارت مبتني بر آموزش سينه به سينه نظام "استاد شاگردي" که فرد از والدين و نزديکان کسب ميکرده.
ابزار و تکنولوژي نسبتاً ساده و ابتدايي که بيشتر توسط ديگر اعضاي خانواده يا خود فرد تهيه ميشده و غالباً نيز توسط خود آنها تعمير و ترميم ميگشته است.
روش توليد به معناي امروزي بيش از آنکه "تکنولوژيمحور" باشد "اشتغالمحور" بوده است. به گونهاي که در آن فرايند توليد مبتني بر فرد بوده و هر بخش از فرايند توليد ، بر اساس حضور و دخالت مستقيم (دست، ابتکار ، هنر و...) فرد به ثمر ميرسيده است.
"سرمايهبر" نبودن فعاليتها. در اين بخش ، نياز به سرماية اوليه چندان زياد نبوده و سرمايه در گردش بيشتر از سفارش دهنده تأمين ميشده است.
بازار فروش مناسب داشته که به دو بخش تقسيم ميشده است: بازار داخلي که شامل توريستها و مصرف کنندگان محلي بودند و بازار خارجي که توسط بازاريان و با استفاده از مکانيزمهاي بازار سنتي که غالباً بدون رقيب بوده صادرات انجام ميگرفته است.
اما امروزه اين بخش به دلايل متعدد ، پتانسيل سنتي خود را از دست داده است . تقاضا براي محصولات صنايع دستي به دلايل متعدد همگام با رشد جمعيت افزايش نيافته و از صحنة رقابت در بازار جهاني نيز فاصله زيادي گرفته است. اين عدم اقبال محصولات صنايع دستي از يک سو در چرخة رقابت ناشي از توسعة اقتصادي و رشد محصولات موازي صنايع مدرن و از ديگر سو ، کاهش کيفيت و عدم رعايت اصول توليد مطابق با سليقة مصرفکنندگان (توليد بدون تحقيقات اوليه و نياز سنجي) و عدم ارتقاء سطح مهارت افراد شاغل براي بالا بردن کيفيت محصولات اين بخش بوده است. اين موضوع به شدت بر بسترهاي ايجاد اشتغال پايدار در اين حوزه تاثير نامطلوبي گذاشته است. شايد بتوان علاوه بر مسائل فوق، مهمترين دلايل عدم گسترش بستر اين نوع از کسب و کارهاي خانگي را به صورت زير عنوان کرد:
وابسته بودن بيش از حد برنامهريزيها و سياستگذاريهاي مراجع دولتي به مزيتهاي نسبي به جاي توجه به مزيتهاي رقابتي و عدم برنامهريزي اصولي و متناسب با نيازهاي زندگي جديد مردم.
تغيير شكل زندگي مردم از زندگي مبتني بر توليد به زندگي مبتني بر مصرف، به واسطه مهاجرت از روستاها به شهرها و تغيير الگوي هنجارهاي فعاليت اقتصادي از کار يدي و خويشفرما به کارمندي و کارگري تحت نظر کارفرما.
رشد چشم گير محصولات صنايع "تکنولوژيمحور" با قيمت ارزان و تنوع زياد و متأثر شدن بازار داخلي محصولات صنايع دستي از آن که ميتوان قالي ماشيني را به عنوان يک نمونه مثال زد. در گذشته يک قاليباف اگر قالي توليد شدهاش مشتري نداشت، خودش يا ديگر آشنايان او از آن استفاده مي کردند و پس از مدتي همين قالي(پا خورده) با ارزش افزودة بيشتري به فروش ميرفت. ولي امروز همان بافنده ، خودش از قالي ماشيني استفاده ميکند و چرخة مصرف داخلي اين محصول تا حدود زيادي آسيب ديده است ، که اين امر باعث به هم خوردن عرضه و تقاضاي اين محصول شده است.
کاهش تمايل بخش خصوصي به سرمايه گذاري در اين بخش.
کاهش درآمد سرانة افراد شاغل در اين بخش نسبت به هزينههاي آنها.
عدم احساس تشخص و رتبة اجتماعي از سوي شاغلين در اين بخش.
چالش مالي فرد شاغل با بازار مواد اوليه و بازار فروش که گاه ضربات جبران ناپذير به افراد در اين بخش وارد ميشود.
عدم رشد صنعت گردشگري و عدم گسترش بازار داخلي مشتريان خارجي محصولات صنايع دستي.
کاهش اعتماد مشتريان خارجي به محصولات صنايع دستي به واسطة کاهش کيفيت اين محصولات و استفاده از مواد اوليه نامناسب و نامرغوب.
افزايش قدرت رقباي خارجي و بدست گرفتن بخشي از سهم بازار ايران در صنايع دستي از سوي کشورهايي مانند چين و هند.
با توجه به موارد فوق، يکي از بسترهاي مناسب توسعة کسب و کارهاي خانگي در ايران دستخوش مسائل مختلفي است که نياز به برنامهريزي دراز مدت براي اصلاح و احياء آن ميباشد.
2- فعاليتهاي زير پلهاي
يکي ديگر از گسترههاي موجود کسب و کارهاي خانگي در ايران نوعي از فعاليتهاي اقتصادي است که غالباً انگيزههاي غيرقانوني دارند، مثل توليد اجناس تقلبي ، يا فعاليتهايي که انگيزههايي مثل گريز از ماليات، عوارض، نظارتهاي بهداشتي و دلايلي از اين قبيل دارند. اين گونه از فعاليتها بيش از آن که براي اقتصاد جامعه مفيد باشد ، به پيکر ناتوان توليد ضربه زده و به بسياري از توليد کنندگان، خسارات جبران ناپذيري وارد ميکند که گاهي باعث تعطيلي و ورشکستگي اين بنگاههاي اقتصادي ميشود. افرادی که این نوع از فعالیت ها را مدیریت و هماهنگ مینماینند غالباً از نیروی کار طبقات محروم جامعه و فضای زندگی آنها به صورت کارمزدی استفاده می نمایند .
3- مشاغل مرتبط با خدمات و تولیدات خانگی
نوع دیگر فعالیت های که بصورت سنتی با محوریت خانه در ایران انجام می شده ارائه خدمات مختلف مانند خیاطی ، آرایشگری ، تزریقات ، آموزش قرآن و مواردی از این دست که امروزه فعالیت های با شکل جدید تر نیز به آن اضافه شده از قبیل آموزش های جدید همچون زبان ، یا آموزش های خاص درسی و آموزشهای همچون گل سازی و غیره و همچنین فعالیت های که به تولید محصولاتی همچون شیرینی ، ترشی ، شور ، گل های مصنوعی و مواردی از این قبیل که بخشی از وقت زنان خانه دار به آن صرف می شده می توان اشاره کرد. که در هر حال این گونه فعالیت ها بستر مناسبی در گذشته و حال برای کمک به اقتصاد خانواده بوده اند. ولی معدودی از این فعالیت ها بصورت منظم ، ساختارمند و همیشگی توسط این افراد دنبال میشده و گاهاً با تغییر وضعیت خانواده این فعالیت تعطیل میگشته و امروزه غالباً این فعالیت ها با توجه به قوانین و مقررات خاصی قابل اجراء می باشد در مجموع می توان از این مدل سنتی برای اشتغال مولد و پایدار الگو گرفت .
با توجه به اين موضوع ، استفاده از پتانسيل ايجاد اشتغال با استفاده از فضاي خانه در ايران ضرورت دارد و نياز به برنامهريزي و سياستگذاري مناسبي در اين بخش كاملاً حس مي شود ، تا ضمن سامان گرفتن اين گونه از فعاليتها، پيامدهاي منفي آن نیز کنترل گشته و از مزاياي مثبت آن که همچون کليدي براي قفل طرح های اشتغال زاء و کاهش نرخ بيکاري استفاده نمود.
آخرین بروزرسانی (شنبه, 22 اسفند 1388 ساعت 18:13)


