مرتع داري (4) Range Managment
معروفترين گونه هايي كه هم اكنون در ايران با اين هدف مورد استفاده قرار مي گيرند عبارتند از:
Atriplex Vanesens و Ariplex Halimos كه هر دو گونه به اسفناج وحشي معروفند. در شرايط سخت بياباني از گونه Atriples Canesens استفاده مي شود ولي در شرايط ملايمتر از گونه دوم استفاده مي شود. نياز آبي گونه دوم و پنجه افكني آن هم بيشتر مي باشد.
4-كپه كاري: در شرايط سخت بويژه در نقطه هايي كه فرسايش خاك شديد و حاصلخيزي به حداقل رسيده و سنگ مادر به طور معمول ديده شود اقدام به كپه كاري مي كنند. يعني با ايجاد يك سري چاله يا حفره ها در زمين مرتعي در هر يك از آنها تعدادي بذر ريخته مي شود(كاشته مي شود) كه با استفاده از رطوبت ذخيره شده در آن بطور معمول تعدادي از بذرها سبز مي شوند.
5-ذخيره با روشهاي آسماني:در منطقه هاي كم باران و خشك كه بارش ها به شكل فصلي و رگباري است از اين روش استفاده مي شود براي ذخيره بارشهاي آسماني به دو روش اقدام مي شود:الف-ايجاد شيارهي عمود بر جهت شيب و در طول خط هاي تراز، چون تراس بندي در اينگونه زمينها از لحاظ هزينه مقرون به صرفه نيست لذا با ايجاد شيار يا نهر در خط هاي موازي و روي خطوط تراز كه با دست و يا نهركن انجام شده و بذر در آن پاشيده مي شود به طور معمول اينكار براي خاك هاي شني و سست معمول نيست.
ب-چاله كني يا چاله چوله كردن زمين Pitting:
در مرتع هاي به نسبت مسطح و يا با شيب اندك(4-5 درصد) يكي از روشهاي ذخيره آب احداث چاله ها و كشت بذر درون چاله مي باشد به طور معمول اين عمل يا با دست انجام مي گيرد و يا با ماشين ويژه Pitter (چاله من). چاله ها بوسيله جوي هاي باريكي به هم پيوسته شده تا هم از جريان سطحي آب جلوگيري بشود و هم باعث نفوذ آب به لايه هاي خاك و ايجاد محيط مناسب براي استقرار و رشد و نمو بذر گياهان مرتعي مي شود.
6-كودپاشي در مراتع:عمل كودپاشي در مرتع ها داراي اثرها و نتيجه هاي زير ميباشد:
الف-افزايش مقدار عنصرهاي غذايي در خاك و در گياه
ب-افزايش مقدار كل محصول يا بيوماس مرتع
ج-فصل رويش را تسريع مي كند.
د-باعث اصلاح و تقويت خاك نيز ميشود.
مزيت كودپشي نسبت به ساير روشهاي اصلاح مرتع ها عبارتند از:
الف-هزينه اي كم
ب-نياز كم به تخصص و ماشين هاي پيشرفته
ج-شكل فيزيكي و ساختمان خاك را تغيير ني دهد.
د-در زمان كوتاه تر مي توان از مرتع بهره برداري كرد(رويش گياهي را سرعت مي بخشيد)
شرايط لازم جهت اجراي كودپاشي به قرار زير است:
الف-ميزان بارندگي و پراكنش آن
حداقل ميزان بارندگي در اين روش(براي استفاده از اين روش) 300 ميليمتر با پراكنش مناسب مي باشد.
ب-وضعيت پوشش گياهي:
اركم پوشش گياهي نبايد كمتر از 70% در مرتع مورد نظر باشد و گياهان مرغوب (گونه هاي خوش خوراك) بايد حداثل 90% پوشش مرتع را پوشانيده باشد و يا گونه هاي مهاجم (يا نامرغوب) حداكثر 10% پوشش موجود در مرتع باشند.
7-روشهاي چرا:
زمان اجراي چرا و يا تعليف دام در مرتعها و چگونگي آن از لحاظ توالي و تناوب يكي از اصل هاي مهم اصلاح مرتع ها است. دو روش چرا معمول مي باشد:
الف-چراي متناوب:در اين روش مرتع ها را بوسيله حصارهاي موقت هبه چندين قطعه تقسيم كرده و دام را به نوبت در قطعه ها وارد مي كنند و اين چرخش از ابتداي فصل رويش تا پايان آن ادامه دارد در اين روش چراي انتخابي توسط دام صورت نمي گيرد ولي اين روش نياز به دقت زياد و كارگر ماهر دارد.
ب-روش چراي متناوب با دادن كود به مرتع:در اطراف شهرهاي بزرگ(تجمع هاي بزرگ انساني) كه محدوديت تهيه زمين براي ايجاد مرتع ها وجود دارد و روش مناسبي مي باشد. در اين روش عرصه به 4-8 قسمت مساوي تقسيم شده و در هر قطعه به مقدار به نسبت زياد كود بويژه كود ازته داده مي شود. بنابراين پس از اجراي عمليات قطعه بندي دامها به ترتيب در قطعه ها وارد و به چرا ادامه مي دهند. بطور معمول هنگاميكه ارتفاع بوته ها به حدود 15-10 سانتيمتر رسيد دام را وارد مرتع مي كنند. با اجراي اين روش توليد بيومس يا مقدار علوفه گاه 4 برابر مرتعي است كه در آن از كودپاشي استفاده نشده است.
شناسايي و طبقه بندي
هدف آن عبارتست از تعيين ظرفيت و سنجش توان چرايي يا ظرفيت مرتع ها و اساس كار عبارتست از شناسايي انواع گونه هاي تشكيل دهنده پوشش گياهي و تعيين ارزش علوفه اي هر يك از گونه ها. اين امر مستلزم بررسي هاي دقيق و اندازه گيري هاي مداوم، استفاده از عكس هاي هوايي و ماهواره اي و پيمايش زمين و انجام مطالعه هاي ميداني يا صحرايي است. گروه كار تشكيل مي شود از:اكولوژيست، گياه شناس يا كارشناس مرتع عمليات سنجش و پيمايش بايد در زمانهاي به نسبت طولاني و متفاوت انجام گيرد.
دشواريهاي كار عبارتند از:
الف-وجود عوارض در زمين يا پستي و بلندي زمين و گاهي دور از دسترس قرار گرفتن عرصه هاي مرتعي.
ب-فقر پوشش گياهي و چراي مداوم و مستمر در بيشتر مرتع ها.
براي شناسايي و طبقه مرتع بطور خلاصه اقدامات زير انجام مي گيرد:
1-شناسايي گونه ها و طبقه بندي گونه هاي مهم پوشش گياهي
2-تخمين ميزان متوسط توليد علوفه براي هر يك از گونه ها.
يكي از راه هاي بسيار معمول براي شناسايي و طبقه بندي مرتع مشخص گردن گياهان يك ساله و چند ساله و جدا كردن گونه هاي علفي و خشبي از يكديگر مي باشد. براي رسيدن به اين هدف چندين روش مورد استفاده قرار مي گيرد:
1-طبقه بندي رانكير Runkier
بر اساس وضعيت زمستان گذراني گياهان است كه در آن گياهان به چند تيره تقسيم مي شوند:
تيره نخست:گياهان تروفيت Throphites يا يك ساله ها كه با توليد بذر فصل نامساعد سال را مي گذرانند.
تيره دوم:ژئوفيتها Geophytes بطور معمول گياهان چند ساله هستند كه با ريزوم يا غده فصل زمستان را در زير خاك تا سال پسين (بعدي) مي گذارنند.
تيره سوم:همي كريپتوفيت Hemicrriptophtes با جوانه روسنده در سطح خاك فصل زمستان را مي گذارنند بطور معمول جوانه ها زير اجزاي ساير گياهان يا خاك حفظ مي شوند.
تيره چهارم:كامه ئوفيت ها Chameophytes كه در آنها جوانه ها يا بوته ها در سطح خاك فراتر رفته و تا ارتفاع 5/0 متر مي رساند و در زير برف يا گياهان ديگر حفظ ميشوند.
تيره پنجم:فانروفيت ها Phanrophytes شامل درختان يا درختچه ها بوده كه در آن شاخه ها و اندامهاي حامل حوانه ها بطور كامل آشكار و فصل زمستان را بخوبي مي گذارنند.
آخرین بروزرسانی (سه شنبه, 03 آذر 1388 ساعت 17:56)


