مقالات تازه انتشار
Google Translate
حاضرین در سایت
ما 94 مهمان آنلاین داریم
دانلود كنيد
Home كار آفريني مرتع داري (2) Range Managment

مرتع داري (2) Range Managment

 

تعريف مرتع داري

مرتع داري علم، فني است كه مرتع دار يا بهره بردار مرتعي براي توليد حداكثر علوفه بدون اينكه آسيب و ضرري به ساير منبع ها و اجزاي اكوسيستم وارد بشود بكار مي‌گيرد. و يا هدف مرتع دري عبارتست از استفاده و بهره بردري خردمندانه و بهينه از مرتع ها ضمن در نظر داشتن وضعيت مرتع داري از لحاظ كمي و كيفي پوشش گياهي و گونه هاي مرتعي.

سير يا روند Trend 

عبارت است از جهتي كه گونه ها در طي مرحله هاي جانشيني يا توالي به سمت آن طي مي كند. اكر حركت از حالت و وضعيت گونه هاي مرغوب يا خوش خوراك بسوي استقرار گونه هاي نامرغوب ياغير خوش خوراك باشد آنرا پس رونده يا پسگرا مي نامند مانند: روندي كه در اكثر مواتع ايران در نتيجه پديده فرسايش حاك ناشي از بهره برداري مفرط و بي رويه از حدود 3-2 دهه پيش آغاز شده است. و اگر تحول گونه هاي آن بر عكس از حالت و وضعيت گونه هاي غير خوش خوراك يا غير مطلوب(گونه هاي زياد شونده يا مهاجم) بطرف استقرار گونه هاي خوش خوراك و مرغوب باشد آنرا روند تكاملي يا پيش رونده مي نامند.

توالي يا تواتر يا جانشيني گونه ها و روندها ممكن است در نتيجه تغيير طبيعي عاملهاي تغيير طبيعي عاملهاي محيط شامل عاملهاي وابسته به اقليم(نور، دما، بارش و باد) و عاملهاي وابسته به خاك يا زمين مانند(ارتفاع، عرض و طول جغرافيايي، شيب و فشار هوا) انجام گيرد كه اينگونه توالي يا روند را توالي طبيعي مي نامند و يا ممكن است توالي گونه ها در نتيجه گوناگوني دخالت هاي نادرست انسان در مرتع ها انجام بگيرد كه در آن صورت اينگونه تحول يا جانشيني گونه ها و روند تغييرها را تحويل غير طبيعي يا به خالت انسان مي نامند.

عوامل تخريب و يبر قهقرايي(پس رونده) مرتع ها در ايران عبارتند از

1-چراي بي رويه و مفرط(بيش از حد ظرفيت) از مرتعها، بهره برداري از مرتع ها در هنگام و فصل رويش گياهي و پيش از انجام مرحله هاي رشد زايشي كه بطور معمول از تجديد زيست(حيات) طبيعي مرتهع جلوگيري مي نمايد و چراي مفرط يا بيش از ميزان ظرفيت توليد مرتعها كه متأسفانه در ايران به شدت رواج دارد هم يكي از دليل هاي تخريب و سير قهقرايي مرتع ها است.

بعلاوه تركيب  و ساختار گونه ها هم بطور معمول در تعيين گونه دام براي چرا بسيار مؤثر است كه متأسفانه باز در بهره برداري مرتع هاي ايران مورد توجه قرار نمي گيرد.

2-تغيير كاربردي در مرتع ها و تبديل آنها به زمين هاي زراعي يا باغي و تجاوز به مرتع ها براي شهرسازي و ايجاد شهرك ها و تأسيسات صنعتي و پادگانهاي نظامي و عبور جاده ها و معدن كاوي و استخراج معدن ها از مرتع ها و استخراج انواع شيرابه ها و بهره بردري از شيره ها و صمغ و كتيرا و ساير محصولات فرعي از گياهان مرتعي است.

3-آتش سوزي هاي عمدي و غير عمدي

نگاهي به پراكنش گونه هاي گياهي در ايران يا سيماي گياهي ايران

كشور ما به علت داشتن اقليم هاي متفاوت و عوارض پست و بلند زياد داراي تنوع گياهي فوق العاده اي مي باشد براي نمونه:تعداد گونه هاي گياهي شناخته شده در ايران تا به امروز حدود 7500 گونه ميباشد. گياه شناسان و جامعه شناسان گياهي مختلف، ايران را از لحاظ تركيب پوشش گياهي به چند صورت تقسيم بندي مي كنند. در يكي از اين تقسيم بندي ها پوش گياهي ايران را به 3 بخش متمايز به شرح زير ترسيم مي نمايند:

1-گياهان(فلور) حوضه خزري(درياي مازندران)

مشخصه بارز آن فراواني بارش(1600-1200 ميليكتر)در سال در اين منطقه و نبود فصل خشك است.(حوضه خزري از لحاظ مساخت حدود 4% سرزمين ملي ايران را در برگرفته است ولي حدود 30% بارش سالانه در اين منطقه مي بارد.) لذا پوشش گياهي هم در اين منطقه منحصر به فرد و به دليل وجود عامل هاي خاكي مناسب هم داراي پوشش جنگلي انبوده انبوه مي باشد فلور اين منطقه به فلور منطقه جنوب قفقاز و منطقه شمال شرقي تركيه شباهت دارد و نيز بعضي از گونه هاي معتدل اروپا در آن ديده مي شود. تمامي درختان و درختچه هاي آن برگريز يا خزان كننده بوده و تعداد بسيار اندكي هم گياهان صمغ دار يا سوزني برگان در آن ديده مي شود. بر اساس طبقه‌هاي ارتفاعي مي توان فلور حوزه خزري را به 3 بخش متمايز تقسيم كرد:

الف-فلور كمربند دامنه اي (دامنه ها):

كه از سطح دريا تا حدود 1000-800 متر پراكنش داشته و به شكل يك بار يك ساحلي مركب از گونه هاي يكساله نمايان شده است. از لحاظ مرتعي اين نوار چندان قابل توجه نمي باشد؛ گندميان يكساله در اين ناحيه چيرگي دارند و از گندميان چند ساله Festuca Ovina  آندروپوگون Andrapogan، پوآ Poa از گياهان معروف آن مي باشد(از خانواده گرمينه). و از خانواده يا تيره لگومينوز (لگومها) گونه هاي شبدر Trifoliumsp و اسپرس Onobrychis SP در آن وقت يافت مي شوند.

ب-فلور كمربند مياني:

اين ناحيه ارتفاع 800-2000 متري را در بر مي گيرد. در اين ناحيه هم ميزان بارندگي بسيار زياد است بدليل غلبه پوشش جنگلي و سايه اندازي تاج پوشش آن و نرسيدن نور كافي به سطح زمين از لحاظ گياهان مرتعي و يك ساله و فقير مي باشد و فقط در منطقه هايي كهدرختان قطع شده و فضاهاي خالي بوجود آمده است داراي پوشش مرتعي غني مي باشد. گونه هيا چند ساله بر گونه هاي يك ساله غالب بوده و از گندميان چند ساله مي توان Dactylis glomerata ، Festuca montana ،Agropuron SP، Penisetum Persicum و از گياه هان خانواه لگو مينوز مي تون شبدر يا Trifolium repens و همچنين Trefolium Pratens را نام برد.

ج-فلور كمبرند فوقاني:

ارتفع 2000-2700 متري را مي پوشاند اين منطقه داراي بارش كمتر نسبت به دو منطقه ديگر و تابستانهاي به نسبت خشك و زمستانهاي سرد و طولاني مي باشد لذا از پوشش جنگلي كاسته شده و پوشش مرتعي افزايش مي يابد. دو عامل كمبود رطوبت (فصر خشك) و زمستانهاي سرد سبب فقر پوشش درختي؛(جنگلي) در آن مي باشد. گياهان علوفه اي اين منطقه زياد بوده و بر حسب ميزان رطووب، عمق خاك گونه ها هممتغيير مي باشند، گونه هاي خوش خوراك خانوداه لگومينوز در اين منطقه فراوان مي باشد و گاهي گونه هايي هم از گون ها كه اصولاً مربوط به ناحيه ايران توراني مي باسشند در اين منطقه ديده مي شود.

2-فلور بلوچ-عماني:

گياهان اين منطقه با گياهان منطقه نخست بسيار متفاوت بوده و بطور كامل شناسايي و طبقه بندي نشده اند قدار بارش سالانه در اين ناحيه كمتر از 200 ميليكتر مي باشد. پوشش گياهي غلفي اين ناحيه اعلب از گونه ها گياهي سك ساله مي باشد ولي از گونه هاي غلفي چند ساله هم تعدادي در اين ناحيه ديده مي شوند كه معروفترين آنها Aeloropus Repens و الگومها گونه هاي خاردار در اين منطقه ديده مي شوند.

گاهي گونه هايي از گونه ها در نقطه هاي به نسبت مرتفع در اين ناحيه ديده مي شوند معروفترين گونه هاي مربوط به لگومها در اين منطقه جنس Indigofia مي باشد.

3-فلور ايرني-توراني:

اين گونه ها(پوشش گياهي) در بيش از 90% مرتع هاي ايران ديده مي شود و تركيبي است از گونه هاي گياهان يكساله و چند ساله، درختچه ها گاهي درخت ها. بدليل گستردگي زياد منطقه و تنوع عامل هاي محيطي و گونه هاي گياهي اين منطقه به پنج ناحيه تقسيم مي شود:

الف-ناحيه نيمه بياباني:

در اين ناحيه مقدار بارش اندك و با پراكنش مكاني و زماني بسيار متفاوت كه مقدار متوسط آن بين 200-100 ميليمتر در سال متغير است. انبوهي پوشش گياهي آن اندك و به طور معمولي تابعي از عامل خاك مي باشد. زمين هاي پست اين منطقه را نمكزارها يا شن هاي روان تشكيل مي دهند. در خاك هاي شور اغلب گياهان خانواده اسنفناجيان كه نمك دوست هستند چيرگي دارند و در نتيجه در زمينهاي غير شن زار دامنه هاي سنگي و صخره اي گونه هايي از خانواده گرامينه مانند:

Aristida Plumosa و Stip Barbata ديده ميشوند كه در حقيقت بيشتر مربوط به منطقه استپي هستند.

ب-ناحيه استپي:

ميزان بارش و پراكنش آن در اين منطقه نسبت به منطقه بياباني بيشتر، در نتيجه تنوع گونه ها هم در آن زيادتر است از عوامل مؤثر در پراكنش گونه ها در اين منطقه دماي زمستاني مي باشد كه خود بر حسب ارتفاع و عرض جغرافيايي متغير است. گياهان شاخص اين منطقه از گونه هاي مختلف عبارتند از، Stip SP و گونه هاي معروف Artemisia herba Alba. اين ناحيه به دليل چراي مفرط و بوته كني داراي نقاط وسيعي عاري از پوشش گياهي مي باشد. گونه Artemisia herba alba اغلب با گياهان تيره اسفناج همراه مي باشد و گاهي كل عرصه توسط اينگونه پوشيده مي شود. در نقطه هايي از ناحيه استپي كه توسط كشت و زرع اشغال شده به علت عدم بازدهي مناسب در طي ساليان گذشته از حالت مرتعي خارج شده و مورد هجوم انواع گونه هاي مهاجم مانند:ورك، جغجغه اسپند، هندوانه ابوجهل و عيره قرار گرفته است. ميزان بارندگي ساليانه اين ناحيه ميان 300-200 ميليمتر مي باشد.

ج-ناحيه نيمه استپي:

ميزان بترش ساليانه در اين ناحيه بيشتر از ناحيه استپي بوده و باز بر حسب عرض جغرافيايي و عامل ارتفاع تغيير مي يابد. ميزان متوسط بارندگي ساليانه مسان 400-200 ميليمتر مي باشد مانند بخشي از زاگرس، خراسان شمالي-فارس- زنجان -قزوين- آذربايجان غربي گونه هاي گياهي آن بر حسب عرض جغرافيايي، متغيير مي باشد. فلور ناحيه نيمه استپي بسيار متنوع و عني است ولي به علت سطح پراكنش زياد وتنوع شرايط اقليمي مزالعه هاي گياه شناسي و جامعه شناسي گياهي به ويژه از لحاظ گياهان مرتعي در آن بطور كلي انجام نشده است. از گونه هاي مرعوب مرتعي خانواده گندميان در اين ناحيه گونه هاي زير را مي توان نام برد:

Festuca Ovina و Bromos Tomemtellus. و خانواده لگومينوز گون ها Astragalus SP و شبدر Trifolium Fragiferum را ميتوان نام برد.

د-ناحيه جنگلهاي خشك:

اين ناحيه در دورانهاي قبل از پوشش جنگلي انبوه و مرام بوده است كه در نتيجه دخالتهاي بي رويه انسان امروزه بخش بزرگي از آن تبديل به جنگلهاي مخروبه و مرتع هاي فرسوده شده است. مانند بخش هايي از حوزه زاگرش(كه به نام بيوم جنگلي بلوط ايراني معروف است). گياهان مرتعي اين ناحبه از خانواده گرامينه و لگوم ها مي‌باشد كه از گندميان مي توان گونه SP و Poa و پروموس Promos SP و از خانواده لگوم ها جنس يونجه Medicago SP و جنس شنبليله Trigonella را نام برد.

5-ناحيه فلور كوههاي مرتفع:

در اين ناحيه به دليل ارتفاع زياد و عدم كاربردي مرتعي مطالعه گياه شناسي و فلورستيك به ويژه از ديدگاه نرتعي انجام نگرفته است.

 

ادامه مقاله.....

 

آخرین بروزرسانی (سه شنبه, 03 آذر 1388 ساعت 17:55)

 

آخرين كليد واژه ها

 آخرين ارسالهاي انجمن
پازل نارنجيOrange Puzzle 08-05-1389 10:49:07 mahdi
Farm Frenzy 2 08-05-1389 06:47:54 farhad
Brickshooter Egypt 08-05-1389 06:08:28 ققنوس
The Treasures Of Montezuma 08-05-1389 06:02:28 ققنوس
Cradle Of Persia 08-05-1389 05:57:32 ققنوس
Portable Sleipnir Browser 07-05-1389 20:36:14 mahdi
Portable ArmorSurf Private Browser 07-05-1389 20:31:57 mahdi
Hacker Browser 07-05-1389 20:28:50 mahdi
Opera@USB Browser 07-05-1389 20:25:17 mahdi
Portable Avant Browser 07-05-1389 20:21:35 mahdi
More...