مقالات تازه انتشار
Google Translate
حاضرین در سایت
ما 100 مهمان آنلاین داریم
دانلود كنيد
Home روانشناسي چهار کلید موفقیت ! 3

چهار کلید موفقیت ! 3

 

آيا خداوند از آسمان فرود آمده و گفته است» رابينز تو آدم خوبي هستي تو بايد به رؤياها و آرزوهايت برسي« ؟ گمان نمي‌كنم اينطور باشد. آيا كسي امكانات و منابع خاصي را در اختيار من گذاشته است؟ باز هم خيال نمي‌‌‌‌‌‌‌‌‌كنم. روزگاري وضع من خيلي بهتر از او نبود.فقط مشروب نمي‌خوردم و كنار خيابان نمي‌خوابيدم.

بنظر من، يكي از تفاوتهاي من و او در همان جوابي است كه به او دادم. يعني اينكه زندگي، همان چيزهايي را به ما مي‌دهد كه بخواهيم. اگر ربع دلار بخواهيد ربع دلار گيرتان مي‌آيد. اگر هم در پي شادماني و موفقيت باشيد، به آن مي‌رسيد. براساس كليه مطالعاتي كه كرده‌ام به اين نتيجه

 رسيده ام كه اگر بدانيد چگونه روحيات خود را اداره كنيد و رفتار خود را اداره كنيد و رتار خود را كنترل نمائيد، مي‌‌توانيد همه چيزرا تغيير دهيد. اگر ياد بگيريد كه از زندگي،چه چيزي را طلب كنيد قطعاَ به آن مي‌رسيد. پس از آن واقعه بكرات با افراد ولگرد برخورد كردم و شرح زندگيشان را پرسيدم و متوجه شدم كه بسياري از مشكلات آنها را منهم داشته‌ام. اما برخورد من و آنها با مشكلات، يكسان نبوده است. يك ضرب المثل يوناني مي‌گويد» هر سخني كه بگويي همان را مي‌‌شنوي«.

اكنون پنج مطلب را دركه عين سادگي، اهميت فوق العاده اي دارند براي شما توضيح مي‌دهم. اگر از آنها استفاده‌‌‌‌‌كنيد نهايتي براي قدرت و موفقيت شما متصور نيست. اگر از آنها استفاده نكنيد نشانه سآن است كه از پيش حدي براي پيشرفت خود در نظرگرفته‌ايد.

داشتن افكار مثبت براي شروع خوب است، اما كافي نيست تفكر مثبت بايد همراه با نظم و انظباط باشد تا نتايج معجزه آسا داشته باشد. اين پنج دستورالعمل را بمنزله علائم راهنمايي در جاده موفقيت بدانيد.

اولين كليد براي رسيدن به ثروت و خوشبختي آن است كه بدانيد چگونه با يأس و دلسردي مبارزه كنيد. اگر ميخواهيد همان چيزي بشويد كه استعداد و استحقاقش را داريد،هر كاري از دستتان

 بر ميآيد بكنيد، هرچه مقدور است بشنويد، هرچه مي‌‌‌توانيد ببينيد. بايد ياد بگيريد كه با يأس مبارزه كنيد. يأس، رؤياهاو آرزوها را نابود مي‌كند.هميشه چنين است. دلسردي، برداشت هاي مثبت را به منفي و قدرت روحي را به ضعف مبدل مي‌سازد.بزرگترين زيان منفي، از بين رفتن انضباط نباشد هدف نيز از ميان مي‌‌‌رود.

براي اينكه در دراز مدت، هميشه موفق باشيد، بايد ياد بگيريدكه ناكامي‌‌ها ي خود را تحت نظم در آوريد. مي‌‌‌خواهم نكته‌‌‌‌اي  را به شما خاطر نشان كنم. موفقيت چيزي نيست مگرمجموعهاي از همين ناكامي ها. هر جا موفقيت بزرگي را بينيد انبوهي از ناكاميها را در نسير آن مشاهده‌‌‌‌‌‌‌‌‌مي كنيد.

هركس خلاف اين مطلب را بگويد، از موفقيت چيزي نمي‌داند. افراد دو دسته‌‌‌‌‌‌‌اند: كساني كه بر ناكامي هاي خود فائق آمده‌‌اند و كساني مي‌‌‌گويند كاش بر يأس ها و ناكامي‌هاي خود غلبه كرده‌بوديم.

افراد در اثر غلبه بر دلسردي‌ها، اجر خود را مي‌گيرند، اگر ورشكسته شويد، احتمالاَ دليلش آن است كه نتوانسته‌ايد بردلسردي هاي خود غلبه كنيد. ممكن است بگوئيد» خوب،چون ورشكست شدم ناچار دلسرد شدم« اما من برعكس فكرمي‌‌‌كنم.اگر بقدر كافي بر دلسردي خود غلبه كرده بوديد ورشكست نمي‌شديد بلكه ثروتمند مي‌‌گرديديد. تفاوت افرادي كه از نظر مالي تأمينند و آنها كه نيستند در آن است كه‌كمتر دلسردمي‌‌شوند. البته ميدانم كه فقر ايجاد دلسردي مي‌كند. اما معتقدم راه جلوگيري از فقر آن است كه آنقدر بر ناكامي‌‌هاي خود غلبه كنيد تا به پيروزي برسيد. بعضي‌ها مي‌گويند» افراد پولدار هيچ مشكلي ندارند« . اما اگر دقت كنيم معلوم مي‌شود كه مشكلات آنها بيشتراست.اما افراد موفق ميداند كه چگونه با مشكلات مبارزه كنند، وچگونه راههاي تازه اي را پيدا نمايند. توجه داشته باشيد كه غني بودن، تنها داشتن ثروت نيست. روابط سطوح بالا نيز مشكلات و گرفتاريهايي را بهمراه دارد.اگر از مشكلات مي هراسيد، بايد هر نوع رابطه را قطع كنيد. در مسير هر موفقيت بزرگ، مشكلات و ناكامي هاي بزرگي قرار دارد،خواه اين موفقيت در زمينه شغل باشد، خواه روابط و خواه زندگي.

براي رفع فشار‌‌‌‌‌‌ هاي  عصبي دو قدم را بايد برداشت. قدم اول اينكه براي مسائل جزئي خود را ناراحت نكنيد. قدم دوم اينكه بدانيد همه مسائل جزئي هستند.

افراد موفق مي‌دانند كه موفقيت، سكه اي است كه روي ديگر آن ناكامي است. افراد شكست خوده كساني هستند كه در همان روي ناكامي متوقف مي‌‌مانند. آنها اجازه مي‌دهند كه يأس‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها بر آنها غلبه كند و مانع برداشتن قدمهاي لازم و رسيدن به موفقيت گردد.بايد بر يأس غلبه كنيد و هربار كه به عقب رانده مي‌شويد از آن درسي بگيريد و خود را پيش ببريد. كمتر فرد موفقي است كه از اين راه نرفته باشد.

كليد دوم اين است كه از پاسخ منفي نهراسيد. در زبان انسانها، هيچ كلمه‌اي گزنده تراز» نه « نيست. بزرگترين گرفتاري مردم زمانه ما اين است كه نمي‌توانند پاسخ منفي را تحمل كنند. يادتان هست كه قبلاَ گفتيم اگر مطمئن بوديد كه در هيچ كاري شكست نمي‌خوريدچه مي‌كرديد؟ آيا در آنصورت، كاري را كه مشتاق آن هستيد انجام نمي‌داديد؟

اكنون چه عاملي مانع شما است؟ آيا همين كلمه ناقابل» نه « نيست؟ براي موفقيت بايد بدانيد كه اگر دست رد به سينه شما گذاشتند چگونه خود را سازگار كنيد. بايد قدرت پاسخهاي منفي را خنثي سازيد.

زماني، با يك قهرمان پرش ارتفاع كار مي‌كردم. او يكي از قهرمانان المپيك بود، اما كارش به جائي رسيده‌بود كه به اندازه قد خودش نمي‌توانست بپرد. پس از آنكه نحوه پرش او را تماشا كردم بلافاصله اشكالش را دريافتم. ديدم همين‌كه ميله را انداخت، تغيير حالت داد و آثار خشم و افسردگي در او نمايان گرديد. اورا صدا زدم و گفتم اگر مي‌خواهد با او همكاري كنم، هرگز نبايد اين حركت را تكرار كند.حركتي كه او كرد نشانه شكست بود و پيامي‌كه به مغزش مي‌فرستاد؟ تصوير شكست را تقويت مي‌نمود و هنگامي كه براي بار بعد مي‌خواست بپرد، اين تصوير در ذهنش بود. در واقع هر بار كه مي‌خواست بپرد، ذهنش بيشتر متوجه شكست بود و روحيه قوي كه موجب موفقيت شود در او ايجاد نمي‌شد.

به او گفتم هر وقت مبله افتاد، بگو بايد بازهم بپرم. نگو باز هم نتوانستم. به اين ترتيب روحيه لازم در او ايجاد شد و پس از آن سه بار ديگر پريد و بهترين ركورد دو سال اخير خودرا بدست آورد. ايجاد تغيير در افراد، وقت زيادي را نمي‌گيرد. تفاوت بين دومتر و 220 سانتيمتر، فقط ده درصد است. از نظر ارتفاع ابن تفاوت چندان زياد نيست. اما در عمل اهميت آن فوق‌العاده است. در زندگي نيز تفاوتهاي جزئي، دركيفيت زندگي اثر فوق‌العاده‌ دارد.

شايدنام سيلوستر استالونه راشنيده باشيد. مكن است فكر كنيد كه به اولين استوديوي فيلم‌برداري كه مراجعه كرد قبولش كردند و گفتند هيكلت براي بازي در فيلم خيلي مناسب است. اما حقيقت خلاف اين است. موفقيت اين شخص ناشي از اين بود كه بكرات به او جواب رد دادند. هنگامي كه در اولين فيلم خود بازي كرد بيش از هزار بار جواب رد شنيده‌بودو به هر استوديويي در نيويورك مراجعه‌كرده بودو همه به او پاسخ منفي داده بودند و باز از تلاش و پافشاري دست برنداشت و هزارو يكمين در را كوبيد و سرانجام فيلم راكي را ساخت.

شما چند بار مي‌توانيد اين» نه « ها را تحمل كنيد. چند بار اتفاق افتاده است كه خيال داشتيد خواهشي‌ازكسي بكنيد اما ترس اينكه ممكن است جواب منفي بدهد منصرف شده‌ايد؟ فكركنيد اين طرز فكر چقدر نامعقول است؟ چگونه از ترس يك كلمه دو حرفي دست و پاي خودتان را مي‌بنديد؟ » نه« فقط يك كلمه است. خنجر نيست كه در تن انسان فرو برود. قدرت اين كلمه ناشي از تصورات ما است. قدرت اين كلمه ناشي از ناتوانيهايي است كه در خود بوجود مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آوريم. اين مائيم كه فكر خود را محدود مي‌سازيم و درنتيجه زندگي ما محدود مي‌شود.

اين است كه اگر بتوانيد بر ذهن خود مسلط شويدمي‌توانيد پاسخهاي منفي را تحمل كنيد. حتي مي‌توانيد مطابق روشي كه قبلاَ گفتيم، كلمه»نه« را بصورت تكيه‌‌‌‌‌گاه ذهن در آوريدبطوريكه شما براي نيل به مقصود، ترغيب كند. توجه داشته باشيد كه موفقيت، همزاد اين جواب ردشنيدن‌‌هااست.

هيچ موفقيت واقعي بدون اين پاسخهاي منفي بدست نمي‌‌آيد، هرچه بيشتر به شما جواب رد بدهند بنفع شما است، براي شما آموزنده‌تراست و به موفقيت نزديكتر مي‌شويد.اين بار كه كسي دست رد به سينه شما گذاشت با ‎آغوش باز بپذيريد. اين كار در رفتار او مؤثر مي‌شود. اگر اين پاسخهاي منفي را تحمل كنيد مي‌توانيد به همه خواسته‌هاي خود دست يابيد.

سومين كليد ثروت و خوشبختي آن است كه بتوانيد فشار مالي را تحمل كنيد. فشارهاي مالي انواع و اقسام دارندو بسياري از افراد را نابود ساخته‌اند. پول مي‌‌‌‌‌‌‌تواند موجب طمع، حسد، فريب، و خود بزرگ بيني شود. مي‌تواند عواطف و احساسات را از بين ببرد و دوستان را از هم دور سازد. البته گفتم مي‌تواند، و نگفتم حتماَ چنين است. تحمل فشارهاي مالي، يعني اينكه بدانيم چگونه پول را بدست آوريم و چگونه آنرخرج كنيم ويا جمع و پس انداز نمائيم.

پس از اينكه وضع مالي من خوب شد، بشدت به ماديات جلب شدم. دوستان من كم كم روابطشان با من بهم خورد. مي‌گفتند» تو در ماذيات غرق شده‌اي. موضوع چيست؟« مي‌‌گفتم» در ماديات غرق نشده‌ام بلكه فقط پولدار شده‌ام« اما آنها اينگونه به موضوع نگاه نمي‌كردند، بلكه چون وضع مالي من فرق كرده بود، مرا آدم ديگري مي‌دانستند. بعضي‌ها نسبت به من خشمگين بودند. به هر حال اينهم نوعي فشارر مالي است. نداشتن پول هم نوع ديگري از فشار مالي است. بيشتر ما هر روز اينگونه فشارهارا تحمل مي‌‌‌كنيم. چه پول زياد داشته‌باشيم و چه كم، با فشارهاي مالي سر وكار داريم.

اعمال ما در زندگي، بر پايه فلسفه‌ها و يا تصورات دروني ما است. مدل‌هاي رفتاري ما را از اين چهار چوب‌هاي ذهني تعيين مي‌كنند. جورج اس- كلاسون كتابي نوشته است تحت عنوان »ثروتمند ترين مرد بابل« كه جا دارد آنرا بخوانيد اين كتاب مي‌تواند انسان را ثروتمند، خوشبخت و هيجان زده كند. از نظر من، يكي از جالب ترين دستورات اين كتاب اين است كه مي‌گويد هميشه ده درصد درآمد خود را پس اندازكنيد. اين مطلب درستي است.دليل اولش آن استك بتوانيد چيزهايي را كه در زندگي كم مي‌شود،جايگزين كنيد. ديگر آنكه پول در نظر شما ارزش بيشتري پيدا مي‌كند. و مهم‌تر از همه، اين كار نشان مي‌‌دهد كه ميزان درآمد شما بيش از حد نياز است. يعني شما هم مانند ديگران، مي‌توانيد آنچه مي‌خواهيد داشته باشيد امكان تحقق آن زياد است.

اين ده درصد را كي بايد پس‌انداز كرد؟ روزي كه كاملاَ ثروتمند شديم؟ خير، بايد اين كار را از همان لحظه كه قدم در راه مي‌گذاريم آغاز كنيم. اين پس‌انداز حكم بذر غله را دارد. نبايد آنرا خورد. بلكه بايد براي كاشت بعدي نگه داشت. بايد آن را سرمايه‌گذاري كرد. يافتن راه سرمايه‌گذاري دشوار نيست. نياز به سرمايه، در اطراف ما فراوان است. اين كار. نظر شما را نسبت به خودتان عوض مي‌كند. اگر با اين پول بتوانيد نياز ديگران را برطرف ساريد، خود را انسان بهتري احساس مي‌كنيد. و اين احساسات به شما روحيه امتنان و شكرگزاري مي‌دهد. در طول زندگي بسياري از اوقات، خود را نسبت به اشخاص مديون احساس مي‌كنيم. چه بهتر كه اگر دستمان ميرسد بعضي از اين ديون را جبران نمائيم. چه مانعي دارد به مدرسه‌اي كه زماني در آن درس خوانده‌ايم كمك مالي كنيم.

هنگامي كه خردسال بودم مي‌ديدم كه پدر و مادر من زحمت زيادي براي تأمين زندگي ما مي‌‌كشند. بهر دليل، وضع مالي ما چندان خوب نبود. يادم است كه يك روز، جشن شكرگزاري بود و ما هيچ پول نداشتيم. همه چيز تاريك بود، تا اينكه يك نفر دم در آمد و يك جعبه از بسته‌هاي گوناگون و يك بوقلمون به ما داد و گفت اينها را كسي داده كه به زندگي شما علاقمند است و ميداند كه از كسي صذقه قبول نمي‌كنيد. ليكن مايل است در چنين روزي شكرگزار باشيد. من آن روز را هرگز فراموش نمي‌كنيم. باين جهت هر سال در روز شكرگزاري، نسبت به ديگران همين كار را مي‌كنم. يعني مايحتاج يك هفته خانواده‌اي را ميخرم و به يك خانواده نيازمند مي‌دهم. هنگام تحويل هديه، خود را بعنوان كارگر يا نماينده فرد ديگر معرفي مي‌كنم و هميشه روي هديه يادداشتي مي‌گذاريم كه نوشته است» اين هديه از طرف شخص علاقمندي به شما تقديم مي‌شود كه اميدوار است زنندگي شما روز‌به‌روز بهتر شود و روزي بتوانيد عين همين كمك را به خانواده نيازمند ديگري بنمائيد«.

اين كار جزو خاطرات خوش من در طول سال است. ديدن چهره افرادي كه حس مي‌كنند كسي بفكر آنها است براي من تنوعي است و زندگي چيزي بجز همين تنوع‌ها نيست. يك سال، مي‌خواستم تعدادي بوقلمون در محله‌ هارلم پخش كنم، ولي وسيله نقليه نداشتم و همه جا تعطيل بود. كاركنان من پيشنهاد كردند آن سال از اين كار صرفنظر كنيم، اما من موافقت نكردم. چون وسيله نقليه پيدا نمي‌شد تصميم گرفتيم كه جلو وانت‌هايي را كه در خيابان عبور مي‌كردند بگيريم. اين كار در نيويورك بسيار مشكل است.زيرا بخاطر ناامني، كسي جرأت نمي‌كند نگه دارد. ما جلو اتومبيل‌ها را مي‌گرفتيم و مي‌گفيتم» صد دلار هارلم« اما كسي اعتنا نمي‌كرد. بالاخره تصميم گرفتيم سياست را عوض كنيم و بگوئيم براي كمك به خانواده‌هاي فقير نياز به وانت داريم. اين كار تا حدي مؤثر واقع شد.

ادامه مقاله.....

 

آخرین بروزرسانی (سه شنبه, 18 اسفند 1388 ساعت 15:26)

 

آخرين كليد واژه ها

 آخرين ارسالهاي انجمن
پازل نارنجيOrange Puzzle 08-05-1389 10:49:07 mahdi
Farm Frenzy 2 08-05-1389 06:47:54 farhad
Brickshooter Egypt 08-05-1389 06:08:28 ققنوس
The Treasures Of Montezuma 08-05-1389 06:02:28 ققنوس
Cradle Of Persia 08-05-1389 05:57:32 ققنوس
Portable Sleipnir Browser 07-05-1389 20:36:14 mahdi
Portable ArmorSurf Private Browser 07-05-1389 20:31:57 mahdi
Hacker Browser 07-05-1389 20:28:50 mahdi
Opera@USB Browser 07-05-1389 20:25:17 mahdi
Portable Avant Browser 07-05-1389 20:21:35 mahdi
More...