مقالات تازه انتشار
Google Translate
حاضرین در سایت
ما 96 مهمان آنلاین داریم
دانلود كنيد
Home روانشناسي چهار کلید موفقیت ! 2

چهار کلید موفقیت ! 2

 

دكتر بنيامين بلوم استاد دانشگاه شيكا گو زندگي يكصد نفر از موفق‌ترين قهرمانان ورزشي، موسيقي دانان و دانشجويان ممتاز را مورد بررسي قرار داد. وي با كمال تعجب دريافت كه اغلب اين اعجوبه‌ها، از اول افراد بسيار درخشاني نبوده‌اند.

اما بيشتر اين افراد از مراقبت دقيق، راهنمايي و حمايت برخوردار شده و آنگاه شروع به پيشرفت كرده‌اند و پيش از آنكه نشانه هاي استعداد درخشان در آنها پيدا شود اين اعتقاد در آن‌ها پيدا شده كه مي‌توانند افرادي متفاوت باشند.

محيط را مي‌توان قوي ترين عامل مولد ايمان و اعتقاد دانست، ليكن تنها عامل آن نيست. در غير اينصورت جامعه پويايي خود را از دست مي‌داد. فرزندان افراد مرفه چيزي جز رفاه نمي‌شناختند و فرزندان افراد فقير نمي‌توانستند از منشاء و طبقه خود جدا شوند و خود را بالا بكشند. پس تجربيات و راههاي آموزشي ديگري هم هست كه مي تواند زاينده ايمان و اعتقاد باشد.

وقايع كوچك و بزرگ از موجبات ايمان و اعتقادند. وقايع معيني در زندگي هر فرد اتفاق مي‌افتد كه هرگز فراموش نمي‌شود. قتل يك رئيس جمهور و يا يك دگرگوني اجتماعي، ديدگاه و جهان بيني بسياري از افراد را براي هميشه دگرگون مي‌كند. هريك از ما تجربه‌هايي داريم كه هرگز از ياد نمي‌بريم. اين تجربه ها چنان اثري در ما داشته‌اند كه خاطره آنها براي ابد در ذهن ما جا گرفته است. اينگونه وقايع باورهائي در ما ايجاد مي كند كه مي تواند زندگي ما را تغيير دهد.

سومين راه ايجاد ايمان عمل است. تجربه مستقيم نوعي علم و آگاهي است. راه ديگر كسب علم، تماشاي فيلم و با استفاده از جهان بيني ديگران است. علم يكي از مهمترين وسايلي است كه بكمك آن مي توان موانع و محدوديتهاي محيط را از ميان برداشت. هرقدر كه جهان با شما برسر بي مهري باشد، چنانچه شرح موفقيت‌هاي ديگران را مطالعه كنيد، مي‌توانيد باورهائي در خود ايجاد كنيد كه راه موفقيت را براي شما هموار سازد. دكتر رابرت كروين دانشمند سياه پوست در رشته علوم سياسي يكبار در روزنامه نيويورك تايمز نوشت كه چگونه شرح زندگي جكي رابينسون قهرمان سياهپوست، در جواني مسير زندگي او را تغيير داد. او مي‌نويسد » از  اينكه منهم  هم نژاد او بودم احساس غرور مي‌كردم. او سرمشقي بود كه سطح توقع مرا از خودم بالا برد« . 

چهارمين راه، توقعات گذشته ما است. براي اينكه باور كنيد قادر به انجام كار معيني هستيد، مطمئن‌ترين راه آن است كه قبلاَ ، ولو يك بار، آن كار را انجام داده باشيد. اگر يك بار در كاري موفق شده باشيد، براحتي مي‌توانيد اين ايمان را در خود ايجاد كنيد كه بارديگر به موفقيت نائل خواهيد شد. براي اينكه كار چاپ و انتشار اين كتاب، در مهلت مقرر انجام شود ناچار بودم كه پيش نويس اوليه آن را ظرف مدت كمتر از يك ماه به پايان برسانم. ابتدا فكر نمي‌كردم كه چنين كاري برايم امكان پذير باشد. ولي پس از اينكه فقط ظرف يك روز يك فصل از كتاب را نوشتم، دريافتم كه به اتمام كتاب در مدت مقرر موفق خواهم شد. در نتيجه ايمان به توانائي خود پيدا كردم كه مرا به ادامه كار دلگرم كرد و سرانجام توانستم كتاب را بموقع بپايان برسانم.

روزنامه نگاران هميشه ناچارند مقالات خود را در موقع معين تحويل دهند. ممكن اسن ناچار شوند كه نوشتن داستان يا مقاله اي را ظرف يك يا دو ساعت به انجام برسانند. اين موضوعي است كه در ابتدا روزنامه نگاران و نويسندگان تازه كار را به وحشت مي‌‌‌‌‌اندازد. اما همين كه يكي دو بار به‌‌‌اين كار موفق شدند، اطمينان مي‌يابند كه بار ديگر هم مي‌توانند كارهاي خود را به موقع تحويل روزنامه دهند. نه اينكه در اثر تجربه زرنگ تر يا سريعتر مي‌شوند، بلكه خود در انجام كار در زمان معين ايمان پيدا مي‌‌كنند و اين ايمان به آنان نيرو مي‌‌‌‌‌‌بخشد. اين امر منحصر به روزنامه نگاران نيست، بلكه در مورد هنرمندان، بازگانان و هركس ديگر كه بخواهد قدمي در زندگي بردارد صادق است. ايمان به توانائي انجام كار، به انسان قدرت پيشگوئي مي‌‌‌بخشد.

پنجمين راه آن است كه برنامه هاي‌‌دلخواه آتي را، هم اكنون در ذهن خود پياده كنيم.

همچنان كه تجربيات گذشته، تصورات دروني و در نتيجه افزايش ايمان مؤثر است تجربيات ذهني آتي، يعني شيوه اي كه مايلم به آنصورت پيش برود، نيز اثربخش است. اين كار در من رسيدن به نتيجه پيش از اقدام به عمل است. هنگامي كه وضعيت موجود و نتايجي كه تابحال گرفته‌ايد روحيه لازم را در شما ايجاد نمي‌كند، براحتي مي‌توانيد دنيا را بصورتي كه دلخواه شماباشد در ذهن بسازيد و در آن دنياي ذهني به تجربه پردازيد. اين كار حالت روحي، اعتقادات و اعمال شما  را دگرگون مي‌كند. به نظر من اگر هدف بقدر كافي بزرگ باشد رسيدن به آن آسانتر مي‌شود. زيرا هدف برزگ، شور و هيجان بيشتري ايجاد مي‌كند، نيروهاي نهفته را بيدار مي نمايد و موتور وجود را به حركت در مي‌آورد.

بديهي است هدفهاي مالي، تنها راه ايجاد انگيزه در شخص نيست،‌ هدف شما هرچه باشد، اگر تصور روشني از آن داشته باشيد و نتيجه دلخواه را چنان در ذهن مجسم سازيد كه گوئي به آن           رسيده‌ايد، آنگاه روحيه لازم و دلگرمي كافي پيدا مي‌كنيد تا آن نتايج را به عمل درآوريد.

همه اينها براي برانگيختن ايمان است. بيشتر ما مردم اعتقادات خود را بطور تصادفي شكل           مي‌دهيم. يعني مطالبي را خوب يا بد، از محيط پيرامون خود جذب مي‌كنيم اما يكي از مهمترين مطالبي كه در اين كتاب مي‌خواهم به شما يادآور شوم اين است كه شما همچون برگي در معرض باد نيستيد، بلكه مي‌توانيد عقايد خود را كنترل كنيد، مي‌توانيد آنطور كه مايليد، شيوه‌هاي ديگران را مدل‌سازي نماييد و زندگي خود را آگاهانه اداره كنيد. شما قابل تغيير هستيد.

يكي از اصولي كه من به آن معتقدم اين است كه هر عقيده‌اي كه اظهار مي‌شود داراي تاريخ است. يعني به زمان اظهار آن مربوط مي‌شود. هيچ عقيده اي براي ابد صحيح و معتبر نيست : بلكه تنها در زمان معين، و براي فرد معين اعتبار دارد. باورهاي ما در معرض تغييرند. اگر شما داراي عقايد منفي هستيد،‌ بايد هم اكنون بدانيد كه اين عقايد چه آثار زيان باري دارد. و بايد توجه داشته باشيد همانطور كه گاهي از موي بلند و گاهي از موي كوتاه خوشتان مي‌آيد، گاهي از اين نوع موسيقي و گاهي از نوع ديگر لذت مي‌بريد و همانطور كه نوع روابط شما با فرد معيني قابل تغيير است، نظامهاي عقيدتي شما نيز قابل تغيير مي‌باشد. اگر اتومبيل شما مثلاَ هوندا است ولي از كرايسلر يا كاديلاك يا بنز بيشتر خوشتان مي‌آيد، در قدرت شماست كه آنرا عوض كنيد. تصورات دروني و باورها نيز چنين اند. اگر از آنها خوشتان نمي‌آيد مي توانيد آنها را تغيير دهيد.

هر يك از ما سلسله مراتب يا نردباني از عقايد داريم. بعضي از عقايد ما محوري هستند، يعني آنچنان اساسي‌اند كه حاضريم در راه آنها جان خود را فدا سازيم. مثلاَ عقايد مربوط به وطن، عشق و خانواده. اما عقايد ديگري هم هستند كه به مرور زمان و بطور ناآگاهانه در ما ايجاد مي‌شوند و اين عقايد، رفتار و زندگاني ما را اداره مي‌نمايند، مثلاَ اعتقاد به ميزان توانائي، و يا موفقيت و يا خوشبختي. مطلب آن است كه عقايد مثبت و نيروبخش را جذب كنيم و مطمئن باشيم كه اينگونه باورها بدرد ما خواهند خورد.

درباره مدل سازي پيش از اين سخن گفته‌ايم. اولين قدم براي مدل سازي بهروزي، مدل‌سازي اعتقادات است. مدل سازي بعضي از عقايد وقت‌گير است، ليكن شما كه قادر به مطالعه، شنيدن و تفكر هستيد،‌ مي‌توانيد عقايد اغلب مردان موفق روي كره زمين را مدل‌سازي نمائيد. پل گتي (ثروتمند معروف در اوايل زندگي تصميم گرفت كه نحوه تفكر و معتقدات اشخاص بسيار موفق را كشف كند. سپس به مدل‌سازي آنها پرداخت. شما مي‌توانيد شرح حال اين شخص و همچنين شرح حال بزرگترين رهبران را مطالعه و آگاهانه عقايد آنان را مدل‌سازي كنيد. كتابخانه‌ها آكنده از كتابهائي است كه راههاي عملي رسيدن به نتايج دلخواه را شرح داده‌اند.

عقايد شخصي شما از كجا پيدا شده‌اند؟ آنها را از مردم عادي كوچه و خيابان گرفته‌ايد؟ يا از طريق راديو و تلويزيون؟ يا افرادي كه با صداي بلند سخنراني‌هاي طولاني مي كنند؟ اگر مي‌خواهيد موفق باشيد بايد عقايد خود را با دقت و وسواس اختيار كنيد، نه اينكه همچون تكه كاغذي با هر باد تغيير جهت دهيد و هر عقيده اي كه به شما اظهار شد بپذيريد. نكته مهمي كه بايد به آن توجه كنيد اين است كه كليه توانائيهايي كه داريد و نتايجي كه بدست مي‌آوريد، بخشي از فرآيند پويايي هستند كه با ايمان آغاز مي‌گردد. اكنون دور مسدودي را به شرح ذيل در نظر مي‌گيريم :

فرض كنيم شخصي خود را از انجام كاري ناتوان مي‌بيند. مثلاَ دانش آموزي است كه خود را ضعيف به حساب مي‌آورد. اگر اين دانش آموز انتظار داشته باشد كه مردود شود، چه مقدار از نيروها و توانائيهاي بالقوه خود را بكار خواهد گرفت؟ مسلماَ خيلي كم، زيرا پيشاپيش به خود گفته است كه چيزي نمي‌داند. قبلاَ پيامهايي به مغز خود فرستاده است كه در انتظار رد شدن باشد. كسي كه با چنان انتظاراتي آغاز كرده باشد چگونه تلاش خواهد كرد؟ آيا كارهايي كه مي‌كند و قدمهائي كه برمي‌‌‌دارد مطمئن ، پرانرژي، مناسب و مثبت است؟ آيا كارهايي كه مي‌كند نماينگر استعداد واقعي او است؟ بعيد است. اگر شما معتقد باشيد كه مردود مي‌شويد چه لزومي دارد كه تلاش كنيد و زحمت بكشيد؟ شما نوعي تظام عقيدتي آغاز كرده‌ايدكه بر ناتواني‌هاي شما تكيه دارد. نظامي كه بر سيتم عصبس شما فرمان مي‌‌‌‌دهد تا به گونه‌اي خاص واكنش نشان دهد. استعداد و توانائيهاي كمي را بكار گرفته‌ايد و قدمهاي مردد و نامطمئني برداشته‌ايد. همه اين مقدمات به چه نتيجه‌‌‌‌اي منتهي خواهد شد؟ به احتمال زياد به نتيجه‌اي نامطلوب. اين نتايج نامطلوب چه اثري در اعتقادات و باورهاي شما براي كوشش‌هاي بعدي خواهد گذاشت؟ به‌احتمال زياداعتقادات و باورهاي منفي را تقويت خواهد كرد و اين دور باطل دوباره آغاز خواهد شد.پس اين راه مناسبي براي كسب موفقيت نيست.

دور باطل روز به روز ما را به ضعف مي‌كشاند. شكست باعث شكست مي‌شود. مردم بدبخت و آنان

كه با» ورشكتگي« زندگي مي‌‌كنند اغلب آنقدر از خواسته هاي خوددور افتاده‌اند كه ديگر باور نمي‌‌‌‌‌‌كنند روزي به آرزوهاي خود برسند. بدين جهت سعي نمي‌كنند توانائيهاي خود را بكار گيرند تا در زندگي خودرا كمي بهتركنند. بلكه با حداقل كوشش، زندگي خود رادر همان سطح نگه‌‌‌‌‌مي دارند. از اين كوششها چه نتيجه‌اي‌حاصل مي‌‌‌شود؟

البته نتايجي نكبت آور كه اثرات مخرب تري ( اگر ممكن باشد) بر باورها واعتقاداتشان مي‌‌‌گذارد. به گفته ج.ويلارد ماريوت » الوارهاي خوب آسان بدست نمي‌آيند. درختان ضخيم، طوفانهاي سخت تري را از سرگذرانده‌اند«.

اكنون از زاويه‌اي ديگر به مطلب مي‌نگريم. فرض كنيم شما آرزوهاي بزرگي در سر داريد علاوه برآن، با تمام ذرات وجود خود ايمان داريد كه به آنها خواهيد رسيد. اگر از اول اين مطلب را ميدانيد درست است بطور صريح و روشن به‌خود تلقينن نمائيد چقدر از استعدادهاي‌خود رابكارخواهيد گرفت؟ احتمالاَ به مقدار زياد. اين بار چگونه قدم برمي‌داريد؟ آيا خودنان را كنار مي‌كشيد و با دودلي تيري به تاريكي مي‌اندازيد؟ البته كه نه. بلكه به هيجان مي‌آييد و نيرو مي‌گيريد ، زيرا ارزو وهدف بزرگي در سر داريد و ميخواهيد كار بزرگي را به ثمررسانيد. اگر اينگونه به تلاش و كوشش برخيزيد به چه نوع نتاجي مي‌رسيد؟

به احتمال قوي به نتايج مطلوب آنگاه اين موفقيت چه تأثيري در اعتماد به نفس و باورها و عقايد شما مي‌گذارد؟ مي‌بينيم كه اين دور تسلسل بر عكس ان دور باطل است. در اينجا موفقيت ايجاد موفقيت تازه مي‌كند و باز موجب موفقيت‌‌‌‌‌‌‌هاي روزافزون مي‌شودو هر بار كه به كاري توفيق مي‌‌‌يابيد ايمان شما به قابليت‌ها و توانايي هاتان بيشتر مي‌شود و برنيرو و تلاش شما مي‌افزايد تا آنجاكه هدفهاي بزرگتري براي خود در نظر مي‌گيريد.

آيا افراد فعال و كاردان هم كارشان گره مي‌خورد؟ البته. ايا كساني كه طرز فكر و عقايد مثبت دارند هميشه موفقند؟ بهيچ وجه. اگر كسي به شما گفت كه فرمول جادوئي براي رسيدن به موفقيت در دست دارد كه بقول معروف مولاي در زش نمي‌رود و هميشه هم درست درمي‌آيد، كيف پول خود را محكم بگيريد و در جهت مخالف فرار كنيد. اما تاريخ بارها نشان داده است كه اگر كساني داراي نظام عقيدتي سالمي باشند كه انها را نيرومند گرداند، دست به عمل خواهد زد و نيروي بيشتري پيدا مي‌‌كنند تا سرانجام موفق گردند. آبراهام لينكلن در چند انتخابات مهم شكست خورد، اما همچنان به موفقيت خود در دراز مدت ايمان داشت، او از هر موفقيت، نيرويي تازه مي‌يافت و اجازه نمي‌داد كه هيچ شكستي او را بترساند. نظام اعتقادي او، او را به سوي بهروزي مي‌راند، و سرانجام به پيروزي رسيد. آنگاه تاريخ مملكت خود را دگرگون كرد.

گاهي براي ريدن به موفقيت نياز به ايماني بزرگ نيست. گاهي افرادي به موفقيتهاي بزرگ مي‌رسند، تنها به اين دليل ساده كه نمي‌دانند كاري كه به ان دست زده اند، بسيار دشوار، بلكه غير ممكن است. گاهي فقط باور نداشتن مشكلات براي رسيدن به مقصود كفايت مي‌كند. مي‌گويند شخصي سر كلاس رياضي خوابش برد. وقتي زنگ را زدند بيدار شدو باعجله دو مسأله را كه روي تخته سياه نوشته شده بود يادداشت كردو بخيال اينكه استاد آنها را بعنوان تكليف منزل داده است ب منزل برد و تمام آن روز و آن شب براي حل آنها فكر كرد. هيچيك را نتوانست حل كند، اما تمام آن هفته دست از كوشش بر نداشت. سرانجام يكي را حل كرد و به كلاس آورد. اتاد بكلي مبهوت شد زيرا آنها را بعنوان دو نمونه از مسائل غير قابل حل راضي داده بود . اگر دانشجو اين را مي‌‌دانست احتمالاَ آنرا حل نمي‌كرد، ولي چون به خود تلقين نكرده بود كه مسأله غير قابل حل است، بلكه برعكس فكر مي‌كرد بايد حتماَ آن مسأله را حل كند سرانجام راهي براي حل ان مسأله يافت.

يكي ديگر از راههاي تغيير عقيده آن است كه خلاف آن به تجربه ثابت شود. يكي از دلائل اجراي برنامه عبور از آتش همين است. اينكه افرادي موفق شوند روي آتش راه بروند، بنظر من اهميت ندارد. اهميت در اين است كه كار ي كنند كه قبلاَ غير ممكن مي‌دانستند.اگر شما بتوانيد كاري انجام دهيد كه آنرا كاملاَ غيرممكن مي‌‌دانستيد، اين امر باعث مي‌شود كه در بقيه اعتقادات خود نيز تجديد نظر نمائيد.

زندگي ظريف و پيچيده تر از آن است كه بعضي از ما مي‌پنداريم. لذا اگر تاكنون عقايد خود را عوض نكرده ايد، اكنون آنهارا بررسي كنيد و ببينيد كداميك از اعتقادات شما بايد عوض شود و چه باوري بايد جاي آنرا بگيرد اگنون سؤالي ديگر مطرح مي‌كنم : آيا شكلي كه در زير مي‌بينيد مقعر است يا محدب؟

سؤالي احمقانه‌اي است. زيرابستگي به اين دارد كه از كدام طرف نگاه كنيد.

اين افكار و عقايد را خودتان ايجاد كرده ايد. اگر عقايد منفي داشته باشيد آنها را هم خودتان

 آفريده ايد. اعتقادات بسياري است كه موجب بهروزي وموفقيت مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوند، اما من هفت عقيده را كه به نظرم اهميت خاصي دارند انتخاب كرده ام كه در فصل بعدي به شرح آن مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پردازم.

اكنون شما امكاناتي را در اختيار داريد كه بتوانيد كاملاََ زندگي خود را اداره كنيد. شما مي‌توانيد تصورات ذهني خود را شكل دهيد، وروحياتي را در خود ايجاد نمائيدكه به قدرت و موفقيت منجر گردد. اما داشتن توانائي هميشه بمعني استفاده از توانايي نيست.گاهي وقايعي موجب تضعيف انسان مي‌شود. پيج و خم هايي درراه زندگي هست كه گاهي انسان را گرفتار مي‌كند. در اين فصل مي‌خواهم نقشه اي در اختيارتان بگذارم كه خطرات راه و شيوه غلبه بر آنها را نشان دهد.

اكنون پنج كليد رسيدن به ثروت و خوشبختي را در اختيار شما قرارمي‌دهم. اگر ميخواهيد از تمام توان خود استفاده كنيد و اگر قصد داريد همه قابليت هاي خود را بروز دهيد، بايد اين پنج رمز را درك كنيد. اگر بتوانيد چنين كاري كنيد و اگر پنج نكته را همواره بكار گيريد زندگي شما قرين موفقيت خواهد شد.

چندي پيش در بوستون بودم. نيمه شب، پس از پايان يك سمينار تصميم گرفتم در خيابانها قدم بزنم. همچنان كه از برابر آسمانخراشها ي مدرن و ساختمانهاي كوتاه و قديمي مي‌گذشتم مردي را يددم كه بي هدف و سرگردان به هر طرف مي‌‌رفت و سرانجام سرراهم را گرفت. قيافه اش نشان مي‌داد كه هفته ها در كنار خيابان خوابيده‌‌است و ماهها سر و روي خود را اصلاح نكرده است. بوي نامطبوعيي داشت و ظاهراَ در حال  عادي نبود.

با خود گفتم حتماَ ميخواهد پولي از من گدايي‌‌‌كند. مي‌گويند از هر چه بترسيم همان به سرمان مي‌آيد به من نزديك شد و گفت» آقا ممكن است خواهش كنم ربع دلار به من قرض بدهيد«.اول خواستم جواب تندي به او بدهم بعد فكر كردم بهتر است او را اذيت نكنم و در عوض درسي به او بدهم. بهر حال ربع دلار مبلغ قابلي نبود. گفتم » همين؟ فقط ربع دلار؟« گفت» بله فقط ربع دلار«. توي جيبم يك سكه ربع دلاري پيدا كردم و به او دادم و گفتم» زندگي، هرجه بخواهي همان را به تو مي‌دهد« مردك نگاهي از روي بهت به من كرد و دور شد.

همان طور كه از پشت سر نگاهش مي‌كردم، فكر كردم كه  بين افراد شكست خورده و موفق چه فرقي است؟ اين شخص با من چه تفاوتي دارد؟ چطوراست كه من مي‌توانم هر موقع و هر جا تقرباَ هر كاري كه دلم بخواهد انجام دهم، اما اوكه تقريباَ شصت سال از عمرش گذشته است، در خيابان زندگي مي‌كند و شخصيت خود را بخاطر ربع دلار كوچك مي‌نمايد؟

ادامه مقاله....

 

آخرین بروزرسانی (سه شنبه, 18 اسفند 1388 ساعت 15:25)

 

آخرين كليد واژه ها

 آخرين ارسالهاي انجمن
پازل نارنجيOrange Puzzle 08-05-1389 10:49:07 mahdi
Farm Frenzy 2 08-05-1389 06:47:54 farhad
Brickshooter Egypt 08-05-1389 06:08:28 ققنوس
The Treasures Of Montezuma 08-05-1389 06:02:28 ققنوس
Cradle Of Persia 08-05-1389 05:57:32 ققنوس
Portable Sleipnir Browser 07-05-1389 20:36:14 mahdi
Portable ArmorSurf Private Browser 07-05-1389 20:31:57 mahdi
Hacker Browser 07-05-1389 20:28:50 mahdi
Opera@USB Browser 07-05-1389 20:25:17 mahdi
Portable Avant Browser 07-05-1389 20:21:35 mahdi
More...