مارها 3
بدون دست، بدون پا و بدون گوش
چشمهاي هميشه باز
چشمهاي مار، گرد است. چون پلك ندارد، چشم برهم نميزند. در عوض، هر چشم يك پوشش شفّاف دارد. اين پوشش، از چشم محافظت ميكند.
بدونِ دست و پا
مار پا ندارد. با اين حال به راحتي ميتواند به اطراف برود. بیشتر مارها میتوانند روي زمين بخزند و از درخت بالا بروند و شنا كنند. مار ميتواند در جهتهاي مختلف حركت كند. اين جانور بيشتر وقتها در حالي كه بدنش را به شكل ~ در ميآورد، به جلو حركت ميكند. مار با تكيه دادن روي اين خميدگيها به جاهاي سفت زمين فشار ميآورد و به طرف جلو ميخزد.
آيا مارها كر هستند؟
مار مانند ما صدا را نميشنود؛ ولي ميتواند لرزشِ زمين را به هنگام پريدن يا دويدنِ حيوانات، حس كند.
براي شكار، مار حواسش را جمع ميكند و منتظرِ لرزشِ زمين ميماند.
البتّه بيشتر وقتها با سوراخهاي بينياش بوي شكار را تشخيص ميدهد. از زبانِ بلند و دو شاخهاش هم كه مرتّب آن را از دهانش بيرون ميآورد، استفاده ميكند. اوّل به شكارش نزديك ميشود، بعد حمله ميكند و آن را با دندانهايش ميگيرد.
در گرما و سرما
مارها به گرماي خورشيد نياز دارند؛ چون بدنِ مار نميتواند مانند بدنِ ما انسانها گرما توليد كند و يا گرما از دست بدهد. براي اينكه خُنك شود، بايد يك مكان خُنك پيدا كند. اگر مارها خيلي گرمشان بشود، ميميرند. ميدانيد كه مارها جزو حيوانات خونسرد هستند.
بسياري از مارها در جاهايـي زندگي ميكنند كه زمستانِ سرد دارد. آنها بايد پناهگاههاي امني براي زمستان پيدا كنند؛ چون اگر دما به زير صفر برسد، ميميرند. براي همين، به سوراخهاي زيرزميني يا غارها ميروند؛ چون در اين مكانها، دماي هوا بالاي صفر ميماند. در فصل پاييز در اين غارها يا سوراخها، صدها مار جمع ميشوند و به خوابِ عميقي فرو ميروند. وقتي خورشيد بهاري هوا و زمين را گرم ميكند، آنها هم بيدار ميشوند؛ آفتاب ميگيرند، شكار ميكنند و به دنبالِ جُفت ميگردند.
تولّد
بسياري از مارهاي ماده، تُخم ميگذارند. آنها در محلّي گرم و مرطوب، آشيانه ميسازند، تُخم ميگذارند و به راهِ خود ميروند. بچّهها از تُخم بيرون ميآيند و خودشان به زندگي ادامه ميدهند. بعضي از مارها، بچّهها را در شكم خود نگه میدارند تا به اندازهی كافی بزرگ شوند. بچّهمارها ميتوانند مواظب خودشان باشند و حشرات و بعضي حيوانهاي كوچك را شكار كنند.
پوستِ تازه
يك مار، بهتدريج كه بزرگ ميشود، پوستش تنگ ميشود و بايد پوست بيندازد. براي همين، سرش را به يك جاي سخت ميمالد تا پوستِ كهنهي اطراف سرش شُل و سرانجام از سرش جدا شود. آن وقت، مار با يك پوستِ نو و برّاق از پوستِ كهنهاش بيرون ميخزد. مار در طولِ عُمر چندينبار پوست مياندازد. پوستِ كهنهي مار آنقدر نازك است كه از پشت آن همه چيز را ميتوان ديد.
عمر مارها
در دنيا، بيش از 3000 نوع مارِ بزرگ و كوچك وجود دارد. مارهاي بزرگ تا 30 سال هم عُمر ميكنند. اگر براي مارهاي كوچكتر اتفّاقي نيفتد، 15 تا 20 سال عُمر ميكنند. ولي اغلب حادثهاي برايشان پيش ميآيد و زودتر ميميرند. مارها در باغوحش بيشتر عمر ميكنند. باغوحش، بهترين جايـي است كه ميتوانيد مارها را ببينيد.
دهاني پُر از سوزن
مار در آروارهي بالايـي خود، دو رديف و در آروارهي پايين يك رديف دندان دارد. دندانهاي مار كمي خميده است و از آنها براي گرفتنِ طُعمه استفاده ميكند، نه براي جويدن. مار طُعمه را بهطور كامل قورت ميدهد. دندانهاي مار غذا را آرام آرام به طرف گلوي مار ميبرد.
درازترين و كوتاهترين مار
بلندترين مار دنيا، يك نوع «پيتون» است كه طول آن به 10 متر ميرسد. كوتاهترين مار هم، «تِريد» است كه فقط 12 سانتيمتر قد دارد؛ يعني به اندازهي يك كرم!
مارِ زنگي
مارِ زنگي از مارهايـي است كه ميتواند گرما را حس كند؛ چون در دو طرفِ سرش دو تا سوراخ دارد كه هر نوع تغيير دما را حس ميكنند. مار به اين ترتيب، ميفهمد كه نزديك يك جانورِ خونگرم است و حتّي در تاريكي هم ميتواند طعمهاش را پيدا كند.
مار زنگي از مارهايـي است كه طُعمهي خود را با سَم ميكُشد. اين جانور درونِ دهانش دو دندان دراز دارد كه به آنها دندانِ زهري نيش ميگويند. درونِ اين دندانها خالي است و هر كدام به يك كيسهي زهر وصل است. هر وقت مار زنگي نيش ميزند، زهر وارد دندانهاي زهري ميشود و شكار را ميكُشد؛ آن وقت مار زنگي آن را ميخورد.
مارها چگونه ميخورند؟
بيشتر مارها شكارشان را زنده ميخورند؛ ولي برخي از آنها، طُعمه را پيش از خوردن، ميكُشند. مارهاي بزرگ معمولاً مرغ و موشهاي بزرگ صحرايـي را ميخورند. گاهي گوزنها و خوكهاي كوچك را هم شكار ميكنند. پس از خوردن چنين شكارِ بزرگي، ممكن است تا ماهها نياز به خوردن هيچچيز نداشته باشند.
مارها شكار هم ميشوند. حيوانهاي ديگر، مارهاي كوچك يا متوسّط را ميخورند؛ حتّي ممكن است مارهاي ديگر آنها را بخورند. گاهي مارهاي بزرگ هم خورده ميشوند. تمساح و ساير حيوانات بزرگ، آنها را شكار ميكنند.


